
امروزه تصویرِ «شادی» معمولاً با داشتنِ مجموعهای از «چیزها» گره خورده است: خانهای بزرگ و زیبا، ماشینی خیرهکننده یا بدنی ورزیده. اما در زندگی روزمره، غالباً، بزرگترین لذتها را در موقعیتهایی تماماً متفاوت تجربه میکنیم: وقتی از آزمونی دشوار نمرهای درخشان میگیریم، وقتی از بیماریِ سختی بهبود مییابیم یا وقتی در رقابتی ورزشی پیروز میشویم، لذتی که از تنش و اضطراب و خطر زاده میشود. این درس را هیچ بازیای بهتر از شطرنج به ما نمیآموزد.
نیویورک تایمز — احتمالاً فهمیدهاید که حق طبیعیِ ما برای جستوجوی شادی محکوم به شکست است. شادی شاید در کنارمان باشد، در بطن همین لحظۀ کنونی. شاید چشمبهراهمان باشد تا آن را با قدرشناسی بپذیریم، اما چیزی که کمترین احتمال را دارد که شادِمان کند جستوجوی شادی است. علیرغم این، خوب است که خواهان خوشبختی باشیم؛ اما مسئله این است که این جستوجوی حریصانۀ شادی باعث میشود آنچه ظاهراً دنبالش هستیم را از دست بدهیم.
اما ممکن است معما پیچیدهتر از اینها باشد. الیور برکمن، نویسندۀ بریتانیایی، میگوید ما با توجه به اینکه تمدنمان اینهمه دغدغۀ رسیدن به شادی را دارد، واقعاً عملکرد بدی در این زمینه داشتهایم. فکر میکنم ما واقعاً بهدنبال چیزی کاملاً متفاوت با شادی هستیم، چیزی که خودمان هم نمیدانیم چیست. دستکم این درسی است که شطرنج به من آموخته است، یعنی همان بازیای که از کودکی انجام دادهام و در آن به سطح استادبزرگی رسیدهام.
اگر…