
روشنفکر کیست؟ این سؤال در بحثوجدلهایی بیپایان مطرح شده است. حالا به این مفهومِ مبهم جزء دیگری هم افزوده شده است که مسئله را پیچیدهتر از قبل کرده: روشنفکر مردممدار. روشنفکر مردمدارْ آدمی است با تحصیلات غنی، درک شهودی بالا و آگاهی سیاسی که مردم را مخاطب میسازد تا از سادهاندیشی و جهل بیرونشان آورد. پس احتمالاً هانا آرنت یکی از بهترین مثالهاست، اما آرنت روشنفکرها را تمسخر میکرد و خود را روشنفکر نمیدانست.
لسآنجلس ریویو آو بوکز — مفهوم «روشنفکرِ مردممدار» (۱) مفهومی است که بدواً خودْ سرچشمۀ ابهام است. در برخی موارد، صداقت این افراد تحسین ما را برمیانگیزد، برای مثال، در گفتن حقیقت دربارۀ مفاسد سیاسی، در توضیح تغییرات آبوهوایی برای جهانی که ترجیح میدهد نسخهای راهگشاتر و سهلتر از حقیقت را بشنود، یا در تصدیق بیچونوچرایِ وجود نژادپرستیِ ساختاری در جامعه. اما در زمانهای دیگر آنها را، بهسبب سادهسازی و عامیانهکردن ایدههایی که پرچمدارش هستند، به استهزا میگیریم؛ آنها را به تمایلات پستی چون میل به نفوذ و جاهطلبی متهم میکنیم؛ یا حتی بدتر از آن، تصور ما این است که علتِ چنین تمایلاتی فقدان حس کنجکاوی و جدیت عقلانی در آنهاست. گاهی اوقات به نظر میرسد که، وقتی صفت «مردممدار» با واژۀ «روشنفکر» همراه میشود، از اشتیاق یا نقادیای بدون سختکوشی فکری حکایت میکند.
اما اهمیت واقعی مفهوم «روشنفکر مردممدار» در این امر نهفته است که کاربرد این مفهوم چه چیزی را میتواند دربارۀ خودمان به ما بگوید: کیفیت تصورات ما در مورد پیوند بین عرصۀ سیاستورزی و عرصۀ بیان، تفکر و کنش، تأملات فردی و دستههای اجتماعی. بهعنوان نمونه، چرا برای …