اغلب ما به دانش و تخصص خود افتخار میکنیم و همینطور به عقاید و باورهایمان. همیشه نهایت تلاش خود را میکنیم تا به دیگران ثابت کنیم دانش و تخصص ما بسیار مفید و عقایدمان به حق هستند. این را هم نشانهی قدرت و اعتمادبهنفس میدانیم. اما «آدام گرانت»، نویسندهی کتاب «دوباره فکر کن» (Think Again) اذعان دارد که هر چقدر هم باهوش باشیم نمیتوانیم کار جدیدی را در دنیا انجام بدهیم. فقط هم افرادی توانستهاند در این دنیا چیزهای جدیدی را خلق کنند که حرفشان یکی نبوده است! در جامعه آدمهای باهوشی هستند که بد فکر میکنند و مهارت دوباره فکرکردن، بازنگری و تجدیدنظرکردن را بلد نیستند.
دانشمند باشید
طبق گفتهی «فیل تتلاک»، روانشناس کانادایی، ما هنگام صحبتکردن و فکرکردن، ذهنیت سه گروه متفاوت را به خود میگیریم: واعظها، دادستانها و سیاستمدارها. در هر کدام از این سه طرز فکر هم هویت بهخصوصی را میپذیریم و مجموعهی مجزایی از ابزارها را به کار میگیریم:
۱- وقتی باورهای مقدس و حیاتیمان در معرض خطر باشند، واعظ میشویم و سعی میکنیم به هر نحوی مجموعهای از موعظههایی را که حافظ و مروج باورهایمان هستند ارائه دهیم.
۲- وقتی نقصانهای استدلال دیگران را کشف میکنیم، دادستان میشویم. با اتخاذ ذهنیت یک دادستان، سعی میکنیم مجموعهای از استدلالهایی را که نشان میدهد نظرات طرف مقابلمان اشتباه است گردآوری کنیم و با رد نظرات مخالف، پیروز میدان شویم.
۳- وقتی …