
داروین در شگفت مانده بود که چرا گونۀ انسان باید خصلتِ عجیبی مثلِ کمرویی داشته باشد. به نظر نمیرسد حیوانات چیزی شبیه کمرویی را تجربه کنند، حتی انسانهای بدوی هم چیزی به نام کمرویی ندارند، اما دنیای متمدن پر بود از آدمهای کمرویی که معاشرت با دیگران را سخت مییافتند و در جمعها دستوپایشان را گم میکردند. بدینمنوال، آیا میشود گفت کمرویی پدیدهای است مدرن؟ از این گذشته، احساسی خوب است یا بد؟ مفید یا مضر؟
آتلانتیک — مانور هایملیک(۱) (کشش شکمی) نزدیک به پنجاه سال قدمت دارد. این اقدام درمانی توسط دکتر هنری هایملیک پدید آمد و چون جان بسیاری را از مرگ نجات داده است اقدامی ارزشمند تلقی میشود. اما شاید این مانور بهاندازۀ کافی هم موفق نبوده است. این مانور ساده و عالی یک عیب بزرگ دارد: کسی که در معرض خفگی قرار دارد، قبل از اینکه فردی بتواند کمکش کند، باید با سروصدا به دیگران بفهماند که در حال خفگی است. بسیاری از افراد اصلاً تمایل ندارند چنین کاری کنند.
دکتر هایملیک با افسوس بیان میکند که چگونه «گاهی اوقات» سرشت آدمی میتواند تهدیدی برای زندگی خود او شود؛ «کسی که در معرض خفگی است از اینکه در این مخمصه گیر افتاده خجالتزده میشود، برمیخیزد و بدون جلب هیچ توجهی محیطی را که در آن است ترک میکند، میمیرد و یا اینکه به مغزش آسیبهای دائمی وارد میشود.»
اتفاق بدی در حال وقوع است، نگذار دیگران آن را ببینند، تو باعث شرمندگی آنها و خودت خواهی شد: این تکانهای است که اثری کاملاً معکوس دارد و درک آن بهنحو فوقالعادهای آسان است. خودآگاهی چیز قدرتمندی است. بااینهمه، حتی در جنونآمیزترین و هولناکترین لحظات نیز چیزهای بسیاری وجود دارد که به نظر میرسد مطلوبتر از المشنگهبهپاکردن است.
کم…