
بارها به ما گفته شده که نویسندگیِ خوب زادۀ عشق است نه آز. اما این تصویرِ رمانتیک از نویسندهای که، بیچشمداشت به پول، سخت کار میکند داستانی بیش نیست، داستانی که ریشههای آن به چند هزاره قبلتر بازمیگردد و امروز نیز با اثرات آن درگیریم. اگر پولْ همهچیز را میآلاید، چرا نتواند نوشتن را نیز بیالاید؟ داستان شاعر یونانی، سیمونیدس، نخستین نویسندهای که برای هر کلمه پول طلبید، نشان میدهد که چگونه کلمه و پول از آنچه به نظر میرسد نزدیکترند.
نیوریپابلیک — «چارلز دیکنز در اِزای هر کلمه پول میگرفت.» این مربوط به دورۀ راهنمایی است و ما داشتیم داستان دو شهر(۱) را میخواندیم. زمانی که این واقعیت برای اولینبار گفته شد، همچون شایعهای در کلاس تاخت و از همهچیز سبقت گرفت. ناگهان در رمان دیکنز انگار کلمات یکدرمیان لفاظیِ نالازم بودند و هر جمله بیشازاندازه پر، بیفایده و مملو از جزئیاتِ اضافه به نظر میرسید. مهم نبود که داستان دو شهر یکی از رمانهای کوتاهتر دیکنز است؛ همین که با اقتصادِ نوشتن آشنا شده بودیم، همهچیز آلوده شده بود.
ازآنبهبعد چگونه میشد به هر کلمه اعتماد کرد؟ «بهترین زمانه بود، بدترین زمانه بود، قرن خِرد بود، قرن بیخردی بود، عصر ایمان بود، عصر ناباوری بود، فصل نور بود، فصل ظلمت بود...» چگونه میتوان گفت چه مقدار از اینها لازم و چه مقدارش اضافه است؟ درست همان زمانی که ما دانشآموزانِ جوانْ حذف حشو و زوائد را از نوشتههای خود میآموختیم، مجبور شده بودیم اثر کسی را بخوانیم که برای زیادهگویی پاداش گرفته بود. همین که چنین تصویری از دیکنز در ذهن ساختم، خوارشمردن رمانهای او، بهعنوان آثاری زائد، دیگر برایم ساده بود. درحقیقت دیکنز در …