
محمد معینی: احتمالا هیچ جایی در عالم به اندازهی اینستاگرام نیست که بتوان این همه تنوع را یکجا کنار هم جمع کرد. این برنامه را که باز میکنی با دنیایی از عجایب مواجه میشوی؛ از پیجهای ورزشی و آرایشی و طنز و تاریخ گرفته تا اخبار سیاسی و مسائل فلسفی و اجتماعی و علمی. با همهی اینها، در همین فضای پرآشوب آدمهایی هستند که سعی میکنند بیشترین بهره را از آن ببرند. اینجاست که داستان پیجهای آموزشی مطرح میشود. «میلاد حاجیزاده»، روانشناس جوان متولد ۱۳۷۶، کاندیدای دکتری روانشناسی عمومی و ارشد روان شناسی بالینی و کارشناسی روانشناسی است. او تعریف تازهای از ارتباط با مخاطب را در پیج اینستاگرامی خود ارائه داده است. رویکردی امروزی با گرایش طنز روش اوست که به واسطهی آن سعی کرده در زمین نوجوانان بازی کرده و ارتباطی نزدیک با این نسل برقرار کند. با همهی اینها اما از سوی برخی روانشناسان و حتی مخاطبین، این روش کار که گاهی بیشباهت به روانشناسی زرد نیست، بیش از اینکه بتواند مخاطب جوان را یاری دهد، او را در مارپیچی از برداشتهای اشتباه رها میکند. همینها بهانهی گپ و گفتی با میلاد حاجیزاده شد تا در آن بتوانیم پیش از هر قضاوتی ماجرا را از زیان خودش بشنویم.
از همین ابتدا برویم سراغ واژهای که ما را به تو رساند: «روانشناس بلاگر». این واژه که امروز در فضای مجازی کمکاربرد هم نیست، هنوز هم جای ابهام و سوال دارد!
قضیه کمی پارادوکسیکال است و گاهی تضاد دارد. من همیشه در جلسهی اولی که با مراجعینم دارم در توضیح مختصری به آنها میگویم که اگر جای آنها بودم میلاد حاجیزاده را بهعنوان تراپیست انتخاب نمیکردم. ترجیح خود من این است که تراپیستم را خارج از اتاق درمان نشناسم؛ چون ممکن است در روند …