
مکتب سورئالیسم همچون سایر مکاتب ادبی، سوای آیین ادبی خاص، دامنه نفوذ خود را به هنرهای دیگر نیز کشاند. با ظهور خود جنبههای زندگی بشری را مورد پرسش قرار داد و فلسفه و سیاست و شیوه زندگی و فراتر از آن، جهانبینی تازهای را ترویج کرد ولی ما در این یادداشت فقط به حوزه ادبیات میپردازیم و ادبیات سورئالیسم و چندتا از بهترین رمانهای موفق سورئال را معرفی میکنیم.
«نقطه معینی در ذهن هست که از آن نقطه به بعد، مرگ و زندگی، حقیقت و مجاز، واقعیت و خیال، گذشته و آینده، فراز و نشیب، تناقض خود را از دست میدهند. محرک فعالیت سورئالیسم امید به تشخیص و تعیین این نقطه است.» آندره برتون، بنیانگذار مکتب سورئالیسم
اولین بار چه کسی گفت «سورئالیسم»؟!
واژهی سورئالیسم را نخستین بار گیوم آپولینر، شاعر و نویسنده فرانسوی، در تسمیه یکی از نمایشنامههایش استفاده کرد. البته اگر بخواهیم دقیقترش را بگوییم، کلمهای که او به کار برد، «درام سورئالیست» بود و میخواست با این واژه به یک نوع شعر خیالی و تفننی اشاره کند. آن زمان آپولینر هیچ فکرش را نمیکرد که حدود پنج سال بعد، مکتبی به همین نام بنا خواهد شد.
سر و کله مکتب سورئالیسم از کجا پیدا شد؟
مکتب دادائیسم در سال ۱۹۲۱ آخرین نفسهایش را کشید و جان داد. آندره برتون تقریبا مهمترین رکن دادائیسم بود. او و چند تن از دوستانش بعد از وداع با دادائیسم دور هم جمع شدند و طرح مکتب جدیدی را ریختند: سورئالیسم. برتون سورئالیسم را زبان حال تشنجات دنیای معاصر میدانست و معتقد بود سورئالیسم فریاد اعتراض قرن بیستم است. این مکتب به طور رسمی در سال ۱۹۲۲تشکیل شد.
اصول و ویژگیهای سورئالیسم
سورئالیسم بر اصالت خیال، رویا، تداعی آزاد و تصورات ضمیر ناخودآگاه بنا شده است. سورئالیستها معتقدند …