در زمان حال حاضر باش
به آینده اعتماد نکن، هرچند خوشایند باشد.
بگذار گذشتۀ مرده مردگانش را دفن کند.
عمل کن، حال زنده را دریاب!
با قلبی در عمق وجود و خداوند بالای سرت.
هنری وادزورث لانگفِلو
در سال ۲۰۱۰، نمایشگاه مرور آثار مارینا آبراموویچ در موزۀ هنرهای معاصر نیویورک برگزار شد. نام این نمایشگاه«هنرمند حاضر است» نام گرفت، کموبیش قابل پیشبینی بود که پرفورمنس جاودانی از آن نمایشگاه به یادگار خواهد ماند. طبیعتاً انتظار میرفت که مارینا به نحوی در نمایشگاه حاضر شود. ولی هیچکس گمان نمیکرد که او عملاً برای کل مدت نمایشگاه حضور داشته باشد.
چه کسی تصور میکرد انسانی بتواند کاملاً ساکت و بیحرکت، بدون اینکه کمکی دریافت کند یا حواسش پرت شود ۷۹ روز یعنی بیش از ۷۵۰ ساعت روی یک صندلی بنشیند درحالیکه ۱۵۴۵ غریبه او را احاطه کردهاند و حتی راهی برای دستشویی رفتن ندارد؟ چه کسی فکر میکرد که او دست به چنین کاری بزند و موفق شود؟
وقتی نظر معشوق و همکار سابقش، اُلِی، را در این باره پرسیدند، جواب داد: «سر تا پا احترامم، نظر دیگری ندارم.»
پرفورمنس کاملاً ساده و صریح بود. مارینای شصتوسهساله، با موهای بلندِ بافتهشده، ریخته روی شانهها وارد اتاقی بزرگ شد، روی یک صندلی چوبی سفت نشست و صرفاً خیره میشد به چشمهای کسی که روبهرویش مینشست. مدت سه ماه، ساعت به ساعت و روزبهروز، تماشاچیها یکی پس از دیگری از راه میرسیدند. هربار، او به پایین مینگریست و خودش را جمعوجور میکرد و سپس سرش را بالا میآورد و دوباره به صورت نفری بعدی خیره میشد.
بعید نبود مارینا …