
رفته بودم امامزاده اسماعیل چیذر. از پلهها پایین رفتم تا به محوطه باغچه رسیدم. یکی از خدام مردم را راهنمایی میکرد در صحن و چندتا خادم دیگر هم راه و جا را به او نشان میدادند. شب شهادت حضرت زهرا بود و جای سوزن انداختن نبود. غلغلهای بود توی …
ویژه مشترکین بینهایت

رفته بودم امامزاده اسماعیل چیذر. از پلهها پایین رفتم تا به محوطه باغچه رسیدم. یکی از خدام مردم را راهنمایی میکرد در صحن و چندتا خادم دیگر هم راه و جا را به او نشان میدادند. شب شهادت حضرت زهرا بود و جای سوزن انداختن نبود. غلغلهای بود توی …
این نوشته را پسندیدی؟
این نوشته در شمارهٔ ۹ مجلهٔ عین (پاییز ۱۴۰۴) منتشر شده است.