
چگونه ممکن است کسی بخواهد با شیوۀ زندگی آمریکایی مخالفت کند؟ از نظر اغلب آمریکاییها، چنین چیزی فقط وقتی ممکن است که مغزِ آن آدم را شستوشو داده باشند. بدینترتیب از زمان جنگ جهانی دوم، مداوماً با دستههای مختلفی از موجودات مواجه میشویم که شستوشوی مغزی شدهاند و، از قضا، نقطۀ اشتراکشان دشمنی با آمریکاست. از نازیها تا کمونیستها، تروریستها و حالا ماشینها. این اسطوره چه فایدهای برای آمریکا داشته است؟
لسآنجلس ریویو آو بوکز — اسکات سلیسکر کتاب خود، برنامهریزی انسان؛ شستوشوی مغزی، آدمهای ماشینی و نبود آزادی در آمریکا (۱) را با ماجرای جان واکر لیند آغاز میکند، فردی معروف به «طالبان آمریکایی» که در افغانستان، بهعنوان رزمندۀ دشمن، مدتی کوتاه پس از حملۀ آمریکا به آن کشور در سال ۲۰۰۱ دستگیر شد. رسانهها در تلاش بودند تا بفهمند چرا فردی آمریکایی، بهخواست خود، به مقصرانِ حملات یازده سپتامبر ملحق شده است. آنها دربارۀ احتمال شستوشوی مغزی لیند گمانهزنی میکردند. سلیسکر اشاره میکند که طرز برخورد رسانهها با ماجرای لیند از فیلمنامهای پیروی میکند که برای پوششهای خبریِ عامهپسند در میانۀ قرن بیستم پایهریزی شد، یعنی ارائۀ توجیه منطقی و بیاعتبارکردن معترضان آمریکایی. روایت شستوشوی مغزی به خوانندگان آمریکایی امکان میدهد که «در مقایسه با نبود آشکار آزادی در میان دشمنان دموکراسی، بهنسبت، خود را متفکرانی آزاد در جامعهای دموکراتیک در نظر بگیرند». این ایده که «دشمنان ما مجبورند بهزور انسانها را از نو برنامهریزی کنند تا بتوانند آنها را وادار به حمله به آمریکا کنند» سکان هدایت بازنماییهای عامهپسند از برتری مطلق خود آمریکاست. هرچه …