می‌کشم، پول دیه‌اش را می‌دهم | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

می‌کشم، پول دیه‌اش را می‌دهم

تصوراتی که قتل می‌زایند

مجله سرنخ

۱۵ دقیقه مطالعه

sharebookmark

اطلاعات غلط تنها به قضاوت اشتباه منجر نمی‌شود، گاهی تأثیر آن در زندگی افراد بسیار فراتر از یک قضاوت ساده است. کافی است برای چند لحظه همه تصمیم‌های اشتباه زندگی‌تان یا علت شکست‌ها و موفق نشدن‌هایتان را مرور کنید تا به نقش «اطلاعات غلط» در همه آن‌ها پی ببرید.

فاجعه اما زمانی رقم می‌خورد که همین اطلاعات غلط باعث شود که فرد اشتباهی را مرتکب شود که جبران آن ممکن نباشد؛ اشتباه بزرگی به نام «قتل». شاید باورتان نشود اما برخی از جنایاتی که در طول تاریخ جنایی کشور رقم خورده به‌دلیل همین اطلاعات غلطی بوده که در ذهن قاتلان نهادینه شده بود. می‌پرسید چطور؟ این گزارش را بخوانید.

عکس طناب دار
تصویر یک فرد اعدام شده

می‌کشم، پول دیه‌اش رو می‌دم

ماجرا همینقدر ساده و البته احمقانه است. باورتان می‌شود فردی با این تصور که می‌شود آدم کشت و با پرداخت دیه، ماجرا را فیصله داد، دست به ارتکاب جنایت بزند؟ این اتفاقی است که نه یک‌بار بلکه بارها و بارها در گوشه و کنار کشور رخ داده و در‌نهایت نیز پرونده با قصاص قاتل مختومه شده است.

نمونه‌اش ماجرای قتل جوانی به نام سامان در منطقه تهران‌پارس است؛ اتفاقی که چند سال قبل رخ داد و در جریان آن سامان که ۲۱ سال بیشتر نداشت با ضربات چاقوی جوان ۲۰‌ ساله‌ای به نام سعید به قتل رسید.

ماجرای درگیری سامان و سعید اما به چند ماه قبل از حادثه برمی‌گشت. آن‌ها که غرور جوانی گوش‌هایشان را کر و چشم‌هایشان را کور کرده بود، در سودای کم‌کردن روی حریف و خودی نشان‌دادن در بین بچه‌های محل، بارها با هم کل‌کل کرده و برای هم کری خوانده بودند تا این‌که یک روز سعید به پشتوانه وضع مالی خوب پدرش تصمیم هولناکی گرفت؛ تصمیمی که زندگی او را کاملاً دگرگون کرد.

«می‌کشمش و پول دیه‌اش رو می‌دم». این جمله‌ای بود که سعید قبل از حادثه به یکی …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۳like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۳ مجلهٔ سرنخ (اسفند ۱۴۰۳) منتشر شده است.