خون شک | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

خون شک

مجله سرنخ

۸ دقیقه مطالعه

sharebookmark
خون شک

با گذشت سال‌ها هنوز هم آن فاجعه مرگبار را با تمام جزئیاتش در خاطر دارم. یک روز مانده به عید قربان سال ۹۲ بود،‌ آن روز بازپرس کشیک ویژه قتل دادسرای جنایی تهران بودم. تازه چند دقیقه‌ای بود که با پایان ساعت کاری از دادسرا به خانه برگشته بودم که تلفن همراه قاضی کشیک زنگ خورد.

مأمور کلانتری بود که گزارش یک جنایت وحشتناک را می‌داد، قتل‌عام سه عضو یک خانواده...

آقای قاضی، زن جوانی، وقتی به جلوی خانه پدری‌اش رفته و هر چه در زده کسی در را باز نکرده، از آتش‌نشانی کمک خواسته است. با حضور مأموران آتش‌نشانی و گشوده شدن در، دختر که تازه از شهرستان آمده، وارد خانه می‌شود و در آن‌جا با صحنه قتل سه عضو خانواده‌اش روبه‌رو می‌شود؛ مادرش و خواهر و برادرش که بعد از قتل پتویی روی‌شان کشیده شده بود.

تصویر یک مرد با چاقو

بعد از انجام هماهنگی با کارآگاهان ویژه رسیدگی به پرونده‌های قتل در اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت و متخصصان بررسی صحنه جرم، دستورات لازم را به مأمور کلانتری دادم و از او خواستم تا صحنه جرم را حفظ کند تا من و کارآگاهان به صحنه برسیم و به‌سرعت به‌سمت محل وقوع جنایت رفتم.

تصویر دو پلیس

طبقه سوم، سه جنایت مخوف

ساعتی بعد در محل وقوع جنایت بودم؛ قتلگاه در طبقه سوم یک آپارتمان بود. مأموران بخش‌های مختلف آگاهی یکی‌یکی به صحنه می‌رسیدند و کارشان را شروع می‌کردند.

در تحقیقات اولیه، مشخص شد که مادر خانواده به‌دلیل وارد آمدن ضربات جسمی سخت به سرش، به قتل رسیده است، پسر خانواده نیز به شیوه‌ای مشابه کشته شده بود ‌اما روی بدن دختر جوان خانواده اثری از ضربه نبود و به احتمال زیاد خفه شده بود‌. خبری از پدر خانواده در صحنه جنایت نبود.

دختر خانواده که تنها بازمانده این جنایت بود به‌شدت شوکه شده بود و نمی‌توانست تمرکز کند و حرف بزند اما از …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۳ مجلهٔ سرنخ (اسفند ۱۴۰۳) منتشر شده است.