از عشق به نفرت آتشین | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

از عشق به نفرت آتشین

مجله سرنخ

۸ دقیقه مطالعه

sharebookmark
از عشق به نفرت آتشین

«ماجرای پرونده‌ای که می‌خواهم برایتان تعریف کنم‌، یکی از تأسف‌بارترین پرونده‌های اختلافات زن و شوهری است که به آن‌ها رسیدگی کرده‌ام. آن روز، کشیک قتل دادسرای جنایی بودم که ناگهان تلفن همراه ویژه کشیک زنگ خورد، تماس‌گیرنده‌، مأمور کلانتری‌ای در جنوب تهران بود. آقای قاضی، زن جوانی روی تخت بیمارستان درگذشته است.» او از دو روز قبل، در بیمارستان بستری شده بود ولی تلاش‌های پزشکی برای نجات او ناکام ماند و سرانجام لحظاتی قبل روی تخت بیمارستان جان باخت؛ به این ترتیب، پرونده جنایی شد و به شما اطلاع دادم. از او خواستم تا ماجرا را با جزییات شرح دهد و به‌سرعت به‌سمت بیمارستان حرکت کردم تا تحقیقات جنایی را از آن‌جا آغاز کنم. همزمان به اداره قتل اگاهی تهران بزرگ و تشخیص هویت و پزشکی قانونی دستور حضور در بیمارستان را صادر کردم.

«آن‌طور که بررسی‌های ما نشان می‌دهد، ‌این زن در خانه‌شان دچار آتش‌سوزی شده و درحالی‌که سوختگی شدیدی داشته‌، ازطریق اورژانس به بیمارستان منتقل شده است. تحقیقات اولیه و گفت‌وگو با شاهدان نشان می‌دهد که عامل آتش‌افروزی، همسر او بوده ‌که اکنون فراری است. همسایه‌ها او را با آمبولانس به بیمارستان منتقل کرد‌ه‌اند.»

تصویر یک جمجمه آتشین

آخرین کلمات قبل از مرگ

درحالی‌که در مسیر حرکت به بیمارستان، تلفنی دستورات لازم را برای مأمور کلانتری‌، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی (ویژه رسیدگی به قتل) و متخصصان صحنه جرم صادر می‌کردم به بیمارستان رسیدم و در آن‌جا بازجویی از شاهدان و مطلعان را آغاز کردم.

در همان نخستین بررسی‌ها‌، یکی از شاهدان گفت که زن جوانی که اکنون آرام و معصوم روی تخت بیمارستان جان باخته‌، قبل از مرگ دایم تکرار می‌کرد ‌عامل این جنایت، شوهرش است و او بوده که عمداً خانه را به آتش کشیده است.

تصویر یک گالن بنزین
تصویر شعله های آتش

بعد …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۳ مجلهٔ سرنخ (اسفند ۱۴۰۳) منتشر شده است.