تکرار یک اشتباه، تکرار دو قتل | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

تکرار یک اشتباه، تکرار دو قتل

مجله سرنخ

۶ دقیقه مطالعه

sharebookmark
تکرار یک اشتباه، تکرار دو قتل

ماجرای پرونده‌ای که تعریف می‌کنم مربوط به یکی از روزهای تابستان سال ۱۳۸۰ است. در آن سال‌ها، در اداره تجسس کلانتری گاندی تهران خدمت می‌کردم. یک روز در فاصله چند ساعت، چند گزارش مردمی به کلانتری رسید که در آن‌ها رهگذران در تماس با پلیس اعلام کرده بودند ‌نایلون مشکی‌رنگ مشکوکی را در مسیلی که در منطقه وجود داشت، دیده‌اند.

با افزایش تعداد گزارش‌ها، به‌سرعت همراه تیمی از همکارانم به نشانی‌ای که اعلام شده بود، رفتیم تا از نزدیک موضوع را بررسی کنیم.

مردم در اطراف محلی که نایلون مشکی در آن‌جا قرار داشت جمع شده بودند. از آن‌جا که احتمال می‌رفت درون نایلون، موادمنفجره یا شیء خطرناکی وجود داشته باشد، به‌سرعت مردم را از محل دور کردیم و با کمک نیروهای آتش‌نشانی‌ وارد مسیل شده و نایلون مشکی‌رنگ را بیرون کشیدیم اما وقتی گره‌ نایلون را باز کردیم، با صحنه بسیار وحشتناکی روبه‌رو شدیم؛ «نیم‌تنه مثله‌شده یک زن» در داخل نایلون قرار داشت....

تصویر دو کیسه زباله

به‌سرعت همراه همکارانم، به جست‌وجوی محل اطراف پیدا شدن جسد پرداختیم با این امید که شاید تکه‌های دیگری از جسد را پیدا کنیم اما جست‌وجوها بی‌نتیجه بود.

با حضور بازپرس جنایی در محل کشف جسد، دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی صادر شد و تحقیقات پلیسی و قضایی برای کشف راز این جنایت در پلیس آگاهی آغاز شد.

ساعاتی از کشف جسد مثله‌شده نگذشته بود که خبر رسید سر، دست‌ها و پاهای مثله‌شده یک زن، در داخل نایلون‌های مشکی‌رنگ در شهرک قدس کشف شده است. آیا آن‌ها هم متعلق به همان نیم‌تنه زنانه بود که در مسیل پیدا شده بود؟ این سؤالی بود که کارشناسان پزشکی قانونی باید به آن جواب می‌دادند.

ساعاتی از کشف جسد مثله‌شده نگذشته بود که خبر رسید سر، دست‌ها و پاهای مثله‌شده یک زن، در داخل …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۳ مجلهٔ سرنخ (اسفند ۱۴۰۳) منتشر شده است.