اسرار بلوک‌های بزرگراه | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

اسرار بلوک‌های بزرگراه

‌بازپرس ساسان غلامی، دادستان عمومی و انقلاب شهرستان قرچک از چگونگی کشف راز قتل‌های بزرگراهی می‌گوید

مجله سرنخ

۱۳ دقیقه مطالعه

sharebookmark
اسرار بلوک‌های بزرگراه

پرونده مرگبار پرتاب بلوك در اتوبان، از پیچیده‌ترین پرونده‌های جنایی ایران در سال‌های اخیر است، چراكه باتوجه‌به آنكه كشته‌شدگان به‌صورت تصادفی و بدون هیچ‌گونه ارتباطی با یكدیگر به قتل رسیده بودند، یافتن سرنخ‌های اصلی برای یافتن جنایتكار بسیار دشوار بود و درست مانند آن بود كه مأموران در میان بیش از ۱۰میلیون جمعیت پایتخت دنبال فردی بگردند كه حتی هیچ عكس واضحی از چهره او نداشتند تا بتوانند او را به دام بیندازند. ‌از سوی دیگر، باتوجه‌به آنكه او در هر نقطه‌ای از تهران ممكن بود سراغ طعمه‌های تصادفی خود برود،‌ تیم تحقیق اصلاً نمی‌دانست در كدام نقطه باید به كمین او بنشیند، تنها سرنخ این بود كه او در اتوبان‌ها دست به جنایت می‌زند اما چه زمانی؟ در كدام قسمت از شهر؟ این پرونده سراسر استرس و دلهره را بخوانید:

مسابقه با زمان

«مال خودمه، مادرم برام خریده» لاینقطع، این دو جمله را تکرار می‌کرد، صدایش چندان واضح نبود، بیشتر شبیه یك ورد نامفهوم بود. حالا ما در خانه او بودیم، بعد از ۱۲شب و روز سخت و طاقت‌فرسا، به او رسیده بودیم.

خانه پر بود از اسباب‌‌بازی‌های قدیمی مختلف كه در گوشه گوشه اتاق، پهن شده بودند، قدیمی و كثیف، اما به هریک از آنها كه دست می‌زدیم با داد و فریاد ‌می‌گفت که به آن دست نزنیم، حتی وقتی یکی از بچه‌ها از كنار دوچرخه کهنه بچه‌گانه‌ای که در اتاقش مثل یک شئ عتیقه و گرانبها نگهداری می‌كرد، رد شد، تقلا كرد كه به سمت او بدود و نگذارد از آنجا رد شود.

‌با صدای عجیب و كلماتی کودکانه فریاد می‌زد و اعتراض می‌كرد و من داشتم به مسیر سخت و دشواری که برای رسیدن به او طی کرده بودیم فكر می‌كردم اما حالا همه تیم تحقیق بر سر یك دوراهی بودند؛ اینكه باید خوشحال بود یا از آنچه می‌دیدیم غمگین؟ بعد از …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۲ مجلهٔ سرنخ (آبان ۱۴۰۳) منتشر شده است.