
شب ۷ مرداد ۱۳۷۹ بود که خبری درباره قتل یک زن جوان در منطقه «خین عرب» مشهد به دستمان رسید. آن زمان مثل حالا که خبرها چند دقیقه بعد از وقوع و اطلاع روزنامهنگاران و خبرنگاران، در فضای مجازی منتشر میشد، نبود. خبری که آخر شب به دست خبرنگار میرسید، میماند برای فردا که تایپ و صفحهآرایی شده و در روزنامههای پسفردا -سه روز بعد از وقوع- منتشر میشد، بههرحال آن خبر را نگه داشتیم و وقتی دهم مردادماه خبر قتل زنی دیگر به دستمان رسید، هر دو ماجرای قتل را در یک خبر در روز چهارشنبه دوازدهم مردادماه منتشر کردیم. نحوه ارتکاب قتلها شباهتی به هم نداشت، در نخستین پرونده، مقتول زنی بود که چادری به همراهش نبود. جسدش لای یک تکه موکت پیچیده و در یک کوچه فرعی در منطقه «خین عرب» مشهد رها شده بود. در قتل دوم، اما مقتول روسری و چادر به سر داشت و جسدش در یک مزرعه گوجهفرنگی در همان منطقه رها شده بود. به نظر میرسید که قاتل او را خفه کرده بود. در فاصله وقوع این دو قتل و انتشار خبر آن در روزنامه، در روز یازدهم مردادماه، جسد زن ناشناس دیگری در خیابان بزرگمهر -در بلوار سجاد مشهد که منطقهای مرفهنشین بود- کشف شد .


شب ۷ مرداد ۱۳۷۹ بود که خبری درباره قتل یک زن جوان در منطقه «خین عرب» مشهد به دستمان رسید. آن زمان مثل حالا که خبرها چند دقیقه بعد از وقوع و اطلاع روزنامهنگاران و خبرنگاران، در فضای مجازی منتشر میشد، نبود. خبری که آخر شب به دست خبرنگار میرسید، میماند برای فردا که تایپ و صفحهآرایی شده و در روزنامههای پسفردا -سه روز بعد از وقوع- منتشر میشد، بههرحال آن خبر را نگه داشتیم و وقتی دهم مردادماه خبر قتل زنی دیگر به دستمان رسید، هر دو ماجرای قتل را در یک خبر در روز چهارشنبه دوازدهم مردادماه …