اشاره:
۱. حسنعلی علی اکبریـان متولد ۱۳۳۹در تهران؛ ایشـان دانش آموختـه دوره خـارج فقـه و اصـول و حائز مدرک سطح ۴ حوزه و نویسنده کتاب های «معیارهاي بازشناسـي احكام ثابت و متغیر» (۲ جلـد)؛ «درآمدي بر قلمرو دیـن»؛ و «ارزش دنیا» می باشـند. در زمینه های مباني اسـتنباط احـكام زنان»؛ «درآمدي بر فلسـفه ي احـكام و راه هـاي استكشـاف آن»؛ و «مباحـث فقهي بیوتكنولوژي» پژوهش نموده و تاکنون بیش از ۲۰ مقاله در موضوعات مختلف فقه و فلسفه ي فقه از ایشان چاپ شـده اسـت. ایشـان هم اکنون مدیر گروه دانش هاي وابسـته به فقه در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي می باشند. آنچه می خوانید، حاصل مصاحبه «خط» با ایشان است.
سرتیترها
۲. راه شناخت تحول لازم در علم اصول، این است که ما تحول لازم در فقه را بشناسیم؛ تا به این شناخت نرسیم، نمیتوانیم پی ببریم.
۳. احکام، اهدافی را دنبال میکنند که باید در یک نظام تبیین شود. این احکام را داخل نظامهای مختلف، مانند نظام اجتماعی، نظام خانواده، نظام فرهنگی، نظام سیاسی و... قرار دهیم و « فقه نظامها» داشته باشیم.
۴. آنچه که ما در آن ضعیفیم، تطبیق فقه با حقوق مکاتب بشری است. امروز دیگر فقه سنّی، طبلی در مقابل ما نمیزند. آنچه که در مقابل ما طبل كمال میزند، قوانین بشری است. نظامسرمایهداری میگوید قانون من برتر است.
۵. اگر ما تبیین نظامهای اجتماعی را وظیفه فقه دانستیم، وظیفه اصول فقه این است که ابزار آن را به ما بدهد. ابزار آن در این زمینه، متأسفانه کم است.
توجه به آلیت علم اصول در توسعه آن
علم اصول فقه، نسبت به علم فقه، علم آلی است؛ یعنی به تعبیر شهید صدر، قواعد مشترک در استنباط را تبیین میکند؛ بنابراین تمام هویت علم اصول در رابطه با علم فقه شکل میگیرد. علمی است که برای علم فقه …