طرح ابتدایی بافت مسائل نسبت علم و دین<!-- --> | طاقچه

طرح ابتدایی بافت مسائل نسبت علم و دین

نشر خوب

۱۵ دقیقه مطالعه

sharebookmark

مقدمه

شاید هیچ مسئله‌ای به اندازه مسئله علم دینی برای یک طلبه علوم دینی، اهمیت و ارزش نداشته ‌باشد. علم دینی مسیر زندگی یک طلبه را تعیین می‌کند؛ یعنی بر اساس تعریفی که نسبت به این مقوله در طلاب وجود دارد -چه این تلقی به صورت ارتکازی و اجمالی باشد و چه روشن و تفصیلی- ، مسیر علمی‌ای که طلاب برای آینده خود در نظر می‌گیرند متفاوت می‌شود.

بارها و بارها با این نوع سؤالات در میان طلاب مواجه شده‌ایم که چگونه آینده علمی خود را ترسیم کنیم؟ آیا همین فقه و اصول را بخوانیم و مجتهد شویم؟ آیا وارد فلان مؤسّسه شویم که بعد از پایه ششم، دانشجو می‌پذیرد و دروس دانشگاهی را با روش دانشگاهی تدریس می‌کند؟ یا وارد آن مؤسّسه و دانشگاه شویم که کنار هر رشته دانشگاهی، یک‌ سری دروس حوزوی هم اضافه کرده و مدرک تحصیلی می‌دهد؟ آیا باید هم دروس حوزوی بخوانیم و هم دانشگاهی؟ اگر تصمیم داشته‌ باشیم فقط در حوزه علمیه تحصیل کنیم، چه رشته علمی حوزوی را ادامه ‌دهیم؟ فقه، اخلاق یا کلام؟ یا اینکه فقه به علاوه یک تخصّص دیگر؟ یا اینکه صِرفاً باید فقه و اصول را تا حدّ اجتهاد پیش‌ برد و مسائل مختلف را در همین دانش پاسخ‌یابی کرد؟

یکی از مهم‌ترین اصول و مبانی که راه تصمیم‌گیری طلبه را هموار می‌کند و برای تصمیم‌گیری او نقش اساسی دارد، تلقّی و تعریفی است که از ماهیت نسبت علم و دین در ذهن طلاب شکل گرفته ‌است.

علم دینی چیست؟ آیا اساساً علم، دینی و غیردینی دارد؟ اگر ندارد، پس حوزه و دانشگاه چه فرقی می‌کنند؟ آيا هر کدام یک حیطه از زندگی را پوشش می‌دهند؟ آیا علم دینی یعنی یک ‌رشته بین دروس حوزوی و دانشگاهی؟ پس باید هر دو رشته مد نظر را آموخت؟ در پیگیری این بین‌رشته، پایگاه دانشی، یعنی جایی که تمرکز علمی در آن جا صورت می‌گیرد، باید …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۱ نشریه خط (فروردین ۱۴۰۵) منتشر شده است.