جک غول‌کش<!-- --> | طاقچه

جک غول‌کش

مجله چوک

۲۴ دقیقه مطالعه

sharebookmark

در دوران حکمرانی "آرتور شاه"، کشاورز ثروتمندی در ایالت "کورنوال" انگستان زندگی می‌کرد.

این کشاورز مُتموّل و شرافتمند فقط یک پسر داشت که نام او را "جَک" گذاشته بود.

"جَک" جوانی بسیار قدرتمند، شجاع و جسور بود بطوریکه هیچگاه در مقابل مخاطرات و ناملایمات زندگی پا پَس نمی‌گذاشت و از مواجهه با شدیدترین سختی‌ها نمی‌هراسید.

در آن زمان که آنها زندگی می‌کردند، یک غول بسیار عظیم الجُثّه درون غاری تاریک در کوه "سَنت میکائیل" یا "میکائیل مقدّس" زندگی می‌کرد. این غار در کمرکش کوهی بزرگ که همچون جزیره‌ای کوچک در فاصلۀ نزدیکی از سواحل "کورنوال" از درون دریا سر بر آورده بود، زندگی می‌کرد.

مردمان "کورنوال" که به آنها "کورنیش" می‌گفتند و در مناطق جنوب غربی انگلیس سکونت داشتند، بطور مداوم در معرض حملات و تاراج‌های غول کوهستان "سَنت میکائیل" قرار می‌گرفتند و در نتیجه متحمّل خسارات و صدمات بسیار زیادی می‌شدند.

بدین ترتیب غول کوهستان "سَنت میکائیل" گاه و بیگاه خود را به آب می‌زد و پس از گذشتن از آب‌های ساحلی دریا به سرزمین اصلی "کورنوال" می‌آمد و در هر دفعه اقدام به سرقت نیم دوجین و یا بیشتر از دام‌های کوچک و بزرگ اهالی روستاهای اطراف می‌کرد و آنها را با خودش به غار کوهستانی وسط دریا می‌برد.

عاقبت "جک" که اینک به جوانی ماجراجو تبدیل شده بود، به این فکر افتاد که پیگیر یافتن و نابودی غول مهاجم و مزاحم گردد.

"جک" با اتخاذ این تصمیم بلافاصله یک شیپور شاخی، یک بیلچۀ بزرگ، یک کلنگ دوسر و یا فانوس درپوش دار با خودش برداشت و در یک غروب زمستانی شناکنان از ساحل دریا به سمت کوهستان محل زندگی غول عظیم الجثّه عزیمت نمود.

"جک" پس از رسیدن به کوهستان وسط دریا بلافاصله دست به کار شد و قبل از فرارسیدن صبح توانست در …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۸۷ ماهنامه ادبیات داستانی چوک (اسفند ۱۴۰۴) منتشر شده است.