جستاری بر اسطورۀ «سیزیف»؛ نویسنده «آلبر کامو»؛ مترجم «مهستی بحرینی»<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

جستاری بر اسطورۀ «سیزیف»؛ نویسنده «آلبر کامو»؛ مترجم «مهستی بحرینی»

روزنی میان معنا و پوچی: سفر کامو در دل رنج آگاهی

مجله چوک

۵ دقیقه مطالعه

sharebookmark

جستار اسطوره سیزیف در میانه دهه چهل میلادی و هم‌زمان با انتشار بیگانه، جایگاهی خاص در اندیشه آلبر کامو پیدا می‌کند؛ نه چون صرفاً اثری فلسفی است، بلکه چون نقشه ذهنی کامو برای فهم مسئله‌ای است که او «تنها مسئله جدی فلسفه» می‌نامد: خودکشی. اما این گزارۀ آغازین—که به‌ظاهر قاطع و گزنده است—در حقیقت مقدمه‌ای است برای گفت‌وگویی آرام، موشکافانه و بی‌ادعا. کامو در همان خطوط نخست نشان می‌دهد که به دنبال پاسخ‌های نهایی نیست؛ او نه می‌خواهد جهان را معنا کند، نه به دنبال رد یا تأیید دستگاه‌های فلسفی است. نقطۀ آغاز او تجربه‌ای ساده و انسانی است: لحظه‌ای که انسان درمی‌یابد میان خود و جهان نوعی ناسازگاریِ بنیادین وجود دارد، گویی تماس آگاهی با واقعیت جرقه‌ای تولید می‌کند که نامش «پوچی» است.

اما این «پوچی» به معنای فلسفی یا متافیزیکیِ اصطلاح نیست. کامو تصریح دارد که او در پی ساختن نظریه‌ای درباره ماهیت هستی نیست. آنچه او بررسی می‌کند، تجربۀ زیستۀ خلأ است؛ همان وضعیت روحی که پاسکال آن را نتیجه نبود …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۸۷ ماهنامه ادبیات داستانی چوک (اسفند ۱۴۰۴) منتشر شده است.