پارسیان– آیسخولوس
در این نوشته چکیدهای از تراژدی «پارسیان» را خواهید خواند. آن دسته از خوانندگان که تمایلی به دانستن پایان داستان ندارند، میتوانند بخش «پایان نمایش» را نخوانند.
پیشینۀ اسطورهای
سال ۴۸۰ پ.م که درگیریهای ایرانیان و شهرنشینهای یونانی به ویژه آتن و اسپارت به اوج خود رسیده بود، خشایارشاه با سپاهی بزرگ به تسخیر آتن شتافت. اما در سالامیس از سپاه آتن شکست خورد و ناچار پا به گریز نهاد. پیش از او نیز پدرش، داریوششاه در سال ۴۹۰ پ.م در جنگ ماراتون از یونانیان شکست خورده بود، این دو شکست هراسی را که سپاه ایران پیش از آن بر کل منطقه درمیپراکند، به شدت تحت تأثیر قرار داد و از آن کاست. به وارون، نیروی تازه رُسته و چشمگیر آتنیان را به همۀ جهان شناساند. تراژدی «پارسیان» تنها هشت سال پس از جنگ سالامیس به اجرا درآمده و آیسخولوس برداشت خود از این جنگ را نمایش داده است.
«پارسیان» جزئی از چهارگانۀ «فینئوس»، «گلاوکُس» و «پرومتئوس: آورندۀ آتش» است؛ البته هیچکدام از این سه نمایشنامه برجای نماندهاند. به وارونِ چهارگانۀ «پناهجویان»، داستانهای اسطورهای این چهار نوشته به یکدیگر ارتباطی ندارند.
آغاز نمایش
انجمنی از کهنسالان پارسی که وظیفۀ گرداندن کشور در نبود خشایارشاه را بر گرده دارند، در برابر کاخ این پادشاه گرد آمدهاند و دربارۀ آیندۀ جنگ با یونانیان با یکدیگر سخن میگویند. آنان شیندهاند که خشایارشاه با قایقهای پرشمار پلی متحرک بر روی تنگۀ …