خرده‌روایت‌ها در مقابل کلان‌روایت‌ها<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

خرده‌روایت‌ها در مقابل کلان‌روایت‌ها

مجله چوک

۱۴ دقیقه مطالعه

sharebookmark

تصور کنید در تاریکی سالن سینما نشسته‌اید، نور پروژکتور روی پرده می‌لغزد و ناگهان، جهانی در برابر چشمانتان متلاشی می‌شود: نه با انفجارهای هالیوودی، بلکه با یک دیالوگ ساده درباره طعم خرمالو در جاده‌ای خاکی تهران – صحنه‌ای از "طعم گیلاس" کیارستمی که خودکشی یک مرد معمولی را به پرسشی ابدی بدل می‌کند. یا رقص دیوانه‌وار جان تراولتا و اوما تورمن در "پالپ فیکشن" تارانتینو، جایی که هیچ حماسه‌ای در کار نیست، فقط لحظاتی پوچ و پراکنده که جهان را هزارتکه می‌کنند. این لحظات، نه تصادفی، بلکه نبردی پنهان‌اند: خرده‌روایت‌های کوچک و شخصی در برابر کلان‌روایت‌های عظیم ایدئولوژیک – تقابلی که ژان‌فرانسوا لیوتار، فیلسوف پسامدرن، آن را کلید "وضعیت پسامدرن" نامید. کلان‌ها، آن داستان‌های بزرگ پیشرفت تاریخی، انقلاب طبقاتی یا رویای آمریکایی، همچون اژدهایان سینما را فتح کرده بودند؛ اما خرده‌ها – تجربیات محلی، تنهایی‌های فردی، هویت‌های حاشیه‌ای – برخاسته و همه چیز را زیرورو کرده‌اند.

چرا این نبرد مهم است؟ چون سینما نه فقط سرگرمی، بلکه آینه جامعه است: از هالیوود جنگ سرد با "پدرخوانده" کاپولا که سرمایه‌داری را حماسه می‌کند، تا ایران پساجنگ با "دایره" پناهی که فرار زنان را بدون وعده نجات نشان می‌دهد. در دورانی که تیک‌تاک‌ها خرده‌روایت‌های ۱۵ ثانیه‌ای می‌سازند و نتفلیکس اپیزودهای مستقل را غرق می‌کند، آیا کلان‌ها مرده‌اند؟ یا خرده‌ها فقط ماسکی برای ایدئولوژی‌های پنهان‌اند؟ این مقاله، سفری ۱۵۰۰۰ کلمه‌ای به قلب این زلزله روایی است: از موج نوی گدار تا فجر ۱۴۰۳، از فلسفه لیوتار تا آمار فروش "متری شیش و نیم"، با تحلیل‌های لایه‌به‌لایه فیلم‌های ایرانی چون "مارمولک"، "شوکران" و "عنکبوت مقدس". اگر عاشق سینما هستید، اگر …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۸۶ ماهنامه ادبیات داستانی چوک (بهمن ۱۴۰۴) منتشر شده است.