پسرک و قایق کاغذی<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

پسرک و قایق کاغذی

مجله چوک

۳ دقیقه مطالعه

sharebookmark

پدر فروشنده اسباب بازی فروشی بود. وضع مالیِ پدر ضعیف بود و نمی‌توانست نیازهای اولیه زندگی را آن‌طور که بابِ دلِ خانواده باشد تأمین کند. با این‌حال، پدر خیلی تلاش می‌کرد بتواند هدیه خوبی برای تولدِ پسرک بگیرد. او می‌دانست پسرک چه می‌خواهد و هر روز نگاهِ پسر را از پشتِ ویترینِ مغازه دنبال می‌کرد، اما خریدنِ آن کشتی چوبی برایش ممکن نبود.

پدر به منزل آمد و با مادرِ پسرک شروع به صحبت کرد. مادر پس‌اندازی داشت که آن را در صندوقچه‌ای قایم کرده بود. پدر هم پولی از جیبش بیرون آورد، اما باز هم …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۸۶ ماهنامه ادبیات داستانی چوک (بهمن ۱۴۰۴) منتشر شده است.