بابای رها برای مدتی به مسافرت رفته بود. او برای انجام ارهایش به شهری خیلی دور، رفته بود. هر چند رها روزانه چند بار با پدرش تلفنی حرف میزد، اما هیچ از دلتنگیاش کم …
ویژه مشترکین بینهایت
بابای رها برای مدتی به مسافرت رفته بود. او برای انجام ارهایش به شهری خیلی دور، رفته بود. هر چند رها روزانه چند بار با پدرش تلفنی حرف میزد، اما هیچ از دلتنگیاش کم …
این نوشته را پسندیدی؟
این نوشته در شماره ۱۸۶ ماهنامه ادبیات داستانی چوک (بهمن ۱۴۰۴) منتشر شده است.