
صدای خشخش میآید و بعد آرام میگیرد. صدا از برگها نیست؛ کفشهاییست که روی سنگفرشها کشیده و جفت میشوند. این صداها قصهای را روایت میکنند؛ قصه قصهی «طلا و مس» است؛ ماجرای همان لحظههایی که آدم خسته از مشکلات، دلش میخواهد بنشیند و به …
ویژه مشترکین بینهایت

صدای خشخش میآید و بعد آرام میگیرد. صدا از برگها نیست؛ کفشهاییست که روی سنگفرشها کشیده و جفت میشوند. این صداها قصهای را روایت میکنند؛ قصه قصهی «طلا و مس» است؛ ماجرای همان لحظههایی که آدم خسته از مشکلات، دلش میخواهد بنشیند و به …
این نوشته را پسندیدی؟
این نوشته در شمارهٔ ۷ و ۸ مجلهٔ عین (بهار و تابستان ۱۴۰۴) منتشر شده است.