آبان‌یشت؛ رازهای جاری آناهیتا<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

آبان‌یشت؛ رازهای جاری آناهیتا

مجله چوک

۲۰ دقیقه مطالعه

sharebookmark

آب، نخستین اندیشۀ جهان است.

پیش از آن‌که زبان دهان بگشاید، پیش از آن‌که خدا نام بگیرد، پیش از آن‌که انسان خود را از طبیعت جدا بداند، آب در تاریکیِ آغاز، آهسته حرکت کرد؛ نه برای رسیدن، بلکه برای بودن. جهان، در لحظه‌ای که آب لرزید، خود را به یاد آورد. و از همان لرزش، معنا آغاز شد.

آبان‌یشت، روایت این لرزش است.

نه سرودی ساده برای ستایش یک ایزدبانو، نه سندی آیینی از دینی کهن، بلکه متنی است که هنوز خیس است. هنوز از سطرهایش قطره می‌چکد. هنوز اگر گوش بسپاری، صدای جریان می‌آید؛ صدای زایش، صدای شست‌وشو، صدای فرو رفتن و دوباره برخاستن. این متن را نمی‌توان خواند، بی‌آن‌که در آن قدم گذاشت. باید وارد شد. باید تا مچ، تا زانو، تا گلو در آن فرو رفت.

خدابانو آناهیتا، در آبان‌یشت، تصویر نیست؛ رخداد است. او نه بر تخت نشسته، نه در آسمان دوردست محبوس است. او می‌آید. از بلندی‌ها فرود می‌آید. از سینۀ کوه‌ها می‌لغزد. بر رانِ دشت‌ها دست می‌کشد. کمربند زرینش، خط افق را می‌بُرد و رد عبورش، رود می‌شود. او ایستاده نیست؛ جاری است. و همین جاری‌بودن است که او را از تمام خدایانِ سنگیِ تاریخ متمایز می‌کند.

آناهیتا، مادر است، اما مادرِ رام نیست. باکره است، اما پاکی‌اش از جنس انفعال نیست. سپید است، اما سپیدی‌اش از آن سپیدی‌هایی نیست که از ترسِ لکه، نفس را حبس می‌کنند. او پاک است، چون هرچه را لمس کند، تغییر می‌دهد. چون می‌تواند بیالاید و پالایش کند. چون آب است؛ و آب، بی‌رحم‌ترین مهربانی جهان است.

آبان‌یشت، متنی است که جهان را نه با شمشیر، نه با آتش، بلکه با آب سامان می‌دهد. در این جهان‌بینی، نظم از خشونت زاده نمی‌شود؛ از شست‌وشو زاده می‌شود. تطهیر، کنش بنیادین است. انسان، پیش از آن‌که بخواهد بفهمد، باید پاک شود. و …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۸۶ ماهنامه ادبیات داستانی چوک (بهمن ۱۴۰۴) منتشر شده است.