آقا و خانم‌ترشی فروش<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

آقا و خانم‌ترشی فروش

مجله چوک

۱۸ دقیقه مطالعه

sharebookmark

آقا و خانم‌ترشی فروش زوجی محترم و قابل اعتماد همگان بودند که در یک خانۀ کوچک زندگی می‌کردند. خانۀ محل زندگی آنها نسبتاً کوچک و تنگ بود.

خانۀ دنج و کم نور آقا و خانم‌ترشی فروش طوری بود که ذرّه‌های گرد و غبار که بر روی اثاثیه اتاق آن‌ها می‌نشستند، به اندازۀ یک نخود درشت به نظر می‌رسیدند.

آقا و خانم‌ترشی فروش از طریق تهیّۀ انواع ترشی و سرکه و فروش آنها در بازار هفتگی شهر روزگار می‌گذراندند لذا نزد مردم به این نام شناخته می‌شدند.

آن‌ها اکثر تُرشی هائی را که تهیّه می‌کردند، از محصولات متنوّعی بودند که در باغچۀ خانه به عمل می‌آوردند لذا هر چندگاه که محصولات باغچه تماماً برداشت می‌شد آنگاه آقای تُرشی فروش مجدّداً باغچۀ خانه را با کج بیل و چنگک مخصوص باغبانی زیرورو می‌کرد و انواعی از بذور سبزیجات را متناسب با ماه‌های سال برای تهیّۀ ترشی‌های بیشتر کشت می‌نمود.

خانم‌ترشی فروش نیز که زنی بسیار پُر جُنب و جوش، تمیز و زیرک بود، اوقات فراغت خود را به جارو زدن، شستن شیشه‌های پنجره‌ها و غبارگیری اثاثیه‌ها مشغول می‌شد و پخت و پزها را انجام می‌داد.

زحمات و تلاش‌های روزمَرّۀ خانم‌ترشی فروش باعث می‌شد که خانۀ کوچک آنها بسیار تمیز و مُفرّح جلوه نماید و آقای تُرشی فروش که همواره قدرشناس زحمات همسرش بود، از زندگی در آنجا بسیار لذّت می‌برد و کاملاً راضی و خُشنود می‌نمود.

یک روز که خانم‌ترشی فروش به شدّت از مشاهدۀ مقداری تار عنکبوت در کُنج دیوار خانه‌اش عصبانی شده و با جاروی دسته بلند در صدد از بین بردن آن بر آمده بود، ناگهان دستۀ جارو در اثر یک غفلت و حرکت نابجا شکست و بخش اعظم آن بر روی شیشه‌های تُرشی که در پای دیوار بر روی همدیگر قرار داشتند، افتاد و تلق و تلوق شدیدی به راه افتاد آنچنانکه بسیاری از …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۸۵ ماهنامه ادبیات داستانی چوک (دی ۱۴۰۴) منتشر شده است.