چراغی فرا راه خویش<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

چراغی فرا راه خویش

مجله چوک

۱۱ دقیقه مطالعه

sharebookmark

هستۀ درونیِ انسان بسیار ساده، پاک و زلال است؛ اما شخصیّت ـ که ساختۀ ذهنِ دیده نشده و صدها عاملِ زیست محیطیِ دیگر است ـ ساختاری بسیار پیچیده دارد. می‌توان آن را به پیازی تشبیه کرد که لایه‌های بسیاری از شرطی شدگی‌ها، پنهان کاری‌ها، خود فریبی‌ها، دروغ‌ها و توهم‌ها و ... آن را پوشانده و شخصیّت از پسِ این پرده‌ها به جهانِ بیرون می‌نگرد و طبیعی ست که هرگز هیچ چیزی را آن گونه که "هست" نمی‌بیند! به دلیل همین فیلترهای گوناگون، آنچه از جهانِ بیرون به درونِ فرد وارد می‌شود فاقد حقیقت و اصالت است؛ طبیعی ست که عواطف و احساساتِ انسان نیز در این میان مورد انحراف و سوء تعبیر قرار می‌گیرد.

برای شناختِ این ذهنِ تحمیل شده توسط شرایطِ زیست محیطی باید آنچه را که جزء آگاهیِ برترِ ما نیست و از بیرون بر ما وارد شده و یا تحمیل گردیده از خود جدا کنیم. یعنی باورهایی را که دربارۀ خودمان داریم و حقیقت ندارند و توسط جامعه، سنت‌ها، خرافات و آموزش‌های غلط به ذهنِ ما وارد شده‌اند را تشخیص داده و از خود دور کنیم ما باید سعی کنیم "فردیّتِ منحصر بفردِ" خویش و هویتِ حقیقیِ خویش را "کشف" کرده و در راهِ رشد و اعتلای آن بکوشیم و بر محدودیّت‌های تحمیل شونده توسط شرایط زیست محیطی فائق آئیم؛ زیرا که بدون شک ما می‌توانیم چیزی بیش از آنچه اکنون هستیم، باشیم. ظرفیّتِ هیچ انسانی برای رسیدن به کمالِ برتر محدود نیست. زیرا که توانایی‌های بالقوۀ درونِ هر انسانی قادر است که با تلاش‌های فردی او از قوه به فعل در آمده و به ظهور برسد؛ در غیرِ این صورت هرگز آن توانائیها برای ما اتفاق نخواهند افتاد. اینجا بر ضرورتِ درکِ "ارادۀ آزادِ" هر انسان تأکید می‌شود. زیرا که این "ارادۀ آزاد" اهرمِ بسیار مؤثری در جهتِ حرکت به سوی آشکار شدنِ آن …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۸۵ ماهنامه ادبیات داستانی چوک (دی ۱۴۰۴) منتشر شده است.