در این تنهایی چیزی هست<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

در این تنهایی چیزی هست

مجله چوک

۲ دقیقه مطالعه

sharebookmark

صبح خاکستری‌ست. بارانِ شب گذشته هنوز از لبۀ بام می‌چکد. کافه خلوت است.

می‌دانم که می‌آیی؛ مثل همیشه، بی‌هیاهو، بی‌دل.

پشت میز نشسته‌ام؛ با فنجانی نیمه‌سرد و کاغذی پُر از حرف‌هایی که هیچ‌وقت گفته نشد.

می‌گویی عشق میدانِ یارکشی نیست، حریف‌طلبی ندارد.

می‌گویم بستگی دارد …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۷like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۸۵ ماهنامه ادبیات داستانی چوک (دی ۱۴۰۴) منتشر شده است.