راز نوارهای ببر<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

راز نوارهای ببر

مجله چوک

۱۶ دقیقه مطالعه

sharebookmark

در زمان‌های بسیار بسیار پیش از این دورانی وجود داشته است که ببرها هیچگونه نوار رنگی بر روی پوست بدنشان نداشتند و پوست بدن آنها نیز همچون پوست خرگوش‌ها کاملاً ساده و بدون نقش و نگار بود.

در همان زمان‌های بسیار دور ببر بسیار بزرگی زندگی می‌کرد که مزرعه‌ای برای خودش داشت. ببر مذکور محصولات مورد نیازش را با کمک برخی دیگر از حیوانات که مهارت کشاورزی داشتند، در آن مزرعه به عمل می‌آورد.

یک سال مزرعۀ ببر بواسطۀ عدم مراقبت و بارندگی‌های پیاپی پوشیده از علف‌های هرز و بوته‌های وحشی شده بود لذا ببر بزرگ در جستجوی کارگر ماهر و توانمندی بر آمد، تا سطح مزرعه‌اش را کاملاً از گیاهان هرز و ناخواسته پاک نماید و زمین آن را برای کشت و کار بهاره آماده سازد.

ببر برای انتخاب بهترین فرد ممکن برای این کار اقدام به فرا خواندن همۀ حیوانات جنگل و مناطق همجوار به مزرعه‌اش نمود.

ببر پس از جمع شدن حیوانات در مزرعه‌اش به آنان گفت:

من اینک به یک کارگر ورزیده و ماهر نیازمندم، تا به یکباره تمامی سطح مزرعه‌ام را از علف‌های هرز و بوته‌های وحشی بزداید و هر کسی از شما که این وظیفه را بر عهده بگیرد و آن را به خوبی و خوشی به انجام برساند آنگاه من هم در پایان کار یک رأس گاو نر بالغ و چاق را به عنوان مزد زحماتش به وی تحویل خواهم داد.

همهمه‌ای در بین حیوانات حاضر در مزرعۀ ببر در گرفت.

بسیاری از حیوانات پذیرش چنین کاری را در توان و یا در شأن خویش نمی‌دانستند ولیکن برخی دیگر برای به دست آوردن جایزه‌ای که برای این کار در نظر گرفته شده بود، حاضر به انجام هر کاری بودند.

سرانجام میمون اوّلین کسی بود که برای این منظور داوطلب گردید و قدم پیش گذاشت. ببر که از توانائی و مهارت میمون برای این منظور مطمئن نبود، بر آن شد که او را بطور مشروط …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۸۴ ماهنامه ادبیات داستانی چوک (آذر ۱۴۰۴) منتشر شده است.