چقدر خوب میشد وقتی سهممان از زندگی را تقسیم میکردند، به هر کداممان ترازویی هم میدادند تا سهم خودمان از زندگی برای تکتکمان در طرفِ سنگینِ ترازو قرار بگیرد و یادمان میدادند اگر کسی به کفۀ ترازوی خودش راضی باشد، سهمش از زندگی سنگینتر و لذتبخشتر میشود؛ اما هر کدام از ما با اینکه ترازوی خودمان را در دستهایمان داریم، چشم به سهم دیگران دوختهایم و جهان، کائنات، هستی و زمین و زمان را مسبب اندازۀ سهمِ خود میدانیم و همه را در بَدیِ روزگار مقَصر دانسته، غیر خودمان و عملکردمان!
کاشکی وقتی ترازوی اندازهگیری سهمها را به دستمان میدادند، یاد میگرفتیم که این فقط برای قیاسِ سهمِ زندگیِ خودمان است نه دیگران... دیگر …