
اگر بخواهیم در تاریخ ادبیات معاصر فارسی فقط نام یک نفر را بیاوریم که نمایندهی ما در ادبیات جهان باشد، بیشک آن نام صادق هدایت خواهد بود. هدایت چهلوهشت سال عمر کرد و در بهار ۱۳۳۰ به زندگی خود پایان داد. وی علیرغم اینکه از حضور در جمع اجتناب میکرد و دوستان معدودی داشت، در جمع دوستان خود همیشه شوخی میکرد و بذلهگو بود. اما به هر روی روحیات و خلقیات خاص خود را داشت. در یادداشت پیشِ رو میخواهیم به صادق هدایت، با تمرکز بر مرگ وی و اتفاقات پیش و پس از خودکشیاش، بپردازیم.
چگونگی و نحوه مرگ صادق هدایت
همه بهخوبی میدانند که صادق هدایت دو بار دست به خودکشی زد. بار اول در سال ۱۳۰۷ خود را در رودخانهی سن انداخت و چند نفر قایقران نجاتش دادند. پس از آن واقعه قسمت عمدهی آثار خود را نوشت و منتشر کرد. در واقع با نگاهی به کارنامهی ادبی هدایت میبینیم که اغلب آثارش در سالهای ۱۳۰۹ تا ۱۳۲۹ برای بار نخست چاپ شدهاند. دومین اقدام به خودکشی هدایت که دیگر نقطهی پایان را بر زندگی خود گذاشت در سال ۱۳۳۰ بود. وی در آپارتمان کوچکش شیر گاز را باز گذاشت و البته پیش از آن تمام منافذ خانه را پوشاند و بست و کف اتاقش دراز کشید و بر اثر گازگرفتگی خودخواسته درگذشت. طبق گزارشهایی که در روزنامههای پاریس آن زمان چاپ شد، پلیس وقتی متوجه این اتفاق شد که یک روز از مرگ هدایت گذشته بود.
علت خودکشی صادق هدایت
بر پایهٔ نامهها و روایتهای همزمان، خودکشی هدایت تصمیمی از پیشطرحریزیشده نبود، بلکه حاصلِ انباشتِ تنهایی و افسردگی مزمن، تنگنای مالی و گرانی، ناتوانی در یافتن شغل و تمدید اقامت در پاریس (با بیماری و سپس مرگِ شهیدنورایی)، نومیدی از انتقال به ژنو یا لندن و پایان مرخصی استعلاجیاش در اوایل آوریل ۱۹۵۱ …