زن حیات بخش ایرانی؛ بازخوانی قدرت و مهر در فیلم «باشو غریبه کوچک»؛ کارگردان «بهرام بیضایی»<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

زن حیات بخش ایرانی؛ بازخوانی قدرت و مهر در فیلم «باشو غریبه کوچک»؛ کارگردان «بهرام بیضایی»

مجله چوک

۸ دقیقه مطالعه

sharebookmark

به بهانه اکران نسخه ترمیم شده فیلم کوپ بهرام بیضایی در جشنواره ونیز

باشو، غریبه کوچک؛ روایت بحران هویت، مهاجرت و کنش‌پذیری انسانی در دل اسطوره و تاریخ

فیلم «باشو، غریبه کوچک» ساخته بهرام بیضایی نه فقط یکی از ستون‌های سینمای ایران، بلکه نقطه عطفی در روایت سینمایی از هویت، مهاجرت، و گذار از بیگانگی به پذیرش انسانی است. این اثر در سال ۱۳۶۴ ساخته شد، اما تا ۱۳۶۸ به دلیل فضای سیاسی و اجتماعی و توقیف، اکران عمومی نیافت و این تأخیر خود نشانگر دشواری‌های فرهنگی و تاریخی است که فیلم مستقیماً مورد بحث قرار می‌دهد. داستان از خلال قصه پسربچه‌ای جنوبی شکل می‌گیرد که در اوج جنگ ایران و عراق، همه خانواده‌اش را از دست داده و با قطار، آواره یک سرزمین ناآشنا در شمال ایران می‌شود: دیاری سرسبز، پر از شالیزار، خانه‌های چوبی و مردمانی با زبان و رسوم نامأنوس برای باشو.

یکی از غرابت‌های زیبای این فیلم، تضاد بنیادی فرهنگ و زبان دو سرزمین است: باشو، کودک سیاه‌پوست جنوب، با زبان فارسی و عربی به شمال ایران می‌رسد و وارد خانه یک زن روستایی (نایی) می‌شود که زبان مادری‌اش گیلکی است. این زبان تازه، عملاً مانع ارتباط میان باشو و اطرافیان می‌شود؛ اما بیضایی با ظرافت، نشان می‌دهد که زبان، هرچند مانع اولیه است، چنانچه اراده برای ارتباط وجود داشته باشد، از میان برداشته می‌شود.

در صحنه آموزنده‌ای که توسط سوسن تسلیمی (نایی) و با بازی درخشان او خلق شده است، زن روستایی اشیای خانه را با زبان محلی معرفی می‌کند و از باشو معادل جنوبی آن را می‌پرسد. این کنش ساده و روزمره، نقطه آغاز فروپاشی مرزهای زبانی و هویتی و نخستین جرقه اتحاد …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۸۴ ماهنامه ادبیات داستانی چوک (آذر ۱۴۰۴) منتشر شده است.