بهار از راه رسیده بود و دشت و صحرا سبزپوش و از گل و گیاههای رنگارنگ پوشیده شده بود.
"شاخ طلا" بز بازیگوش مزرعه، که از ماندن کل زمستان سرد و پر از برف، در طویله خسته شده بود، تصمیم رفت که به دل دشت و صحرا بزند و هم علفهای سبز و تازه را بخورد و هم میان سبزهزارها چرخی بزند و حوصلهاش را سر جا بیاورد.
گرگ بدجنس هم که …