ماهور بارانی از تبارِ آسمان است؛ زادۀ همآغوشیِ واژه و ابر، سرودهای که از حنجرۀ زمین برمیخیزد و در گوش هستی میبارد. این کتاب، نه مجموعهای از شعر و نثر، بلکه سرزمینیست میان رؤیا و واقعیت، جایی که باران، آیینۀ جان میشود و واژه، نغمۀ روح.
در این جهان، باران تنها نشانۀ رویش نیست، بلکه نفسِ آفرینش است؛ و هر قطره، انحنای روحیست که از آسمان معنا فرو میچکد. نیما ولیزاده و ماهور زائر میری در «ماهور بارانی»، زبان را از اسارت روزمرگی رهاندهاند تا در …