معرفی رمان «ژکیدن»؛ نویسنده «مهدی رضایی»<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

معرفی رمان «ژکیدن»؛ نویسنده «مهدی رضایی»

مجله چوک

۶ دقیقه مطالعه

sharebookmark

رمان ژکیدن را با تردید آغاز کردم، اما هرچه پیش رفتم، اشتیاقم برای خواندنش بیشتر شد. این داستان، سفری است در مرز میان خواب و بیداری و واقعیت و خیال؛ اودیسه‌ای برای انسانِ معاصر که از جهان خود دلزده است و نمی‌داند که چگونه باید با واقعیت‌های تلخ آن روبه‌رو شود.

نویسنده در روایت خود جهانی خیالی می‌سازد و از هرآنچه در واقعیت از آن بیزار است و رنجش می‌دهد، به آن پناه می‌برد. او در این جهان، تمام انسان‌ها و رویدادهای دنیای واقعی را که موجب آزارش شده‌اند، به سُخره می‌گیرد و رنج و خشم خود را با زبانی طنزآمیز بیان می‌کند.

در آغاز داستان، مردی که راوی و شخصیت اصلی داستان است از خواب بیدار می‌شود و با دیدن جسد زنی درکنار خود، وحشت‌زده می‌گریزد و بی‌هدف سوار مترو می‌شود. او در ایستگاه‌های مختلف مترو با شخصیت‌های مشهور، عادی و حتی حیواناتی خاص روبه‌رو می‌شود و درمیان این مواجهه‌ها، زشتی‌ها و تلخی‌های جهان را با طنزی گزنده بازتاب می‌دهد. او نه‌تنها به این زشتی‌ها معترض است، بلکه از خود نیز انتقاد می‌کند که چرا دربرابر اینهمه تباهی و نابرابری سکوت کرده‌است.

صدای زنی که نام ایستگاه‌ها …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۸۴ ماهنامه ادبیات داستانی چوک (آذر ۱۴۰۴) منتشر شده است.