بررسی دو کارکتر رمان «دن کیشوت و سرباز پاکدل»، نویسنده «میگل د سروانتس»<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

بررسی دو کارکتر رمان «دن کیشوت و سرباز پاکدل»، نویسنده «میگل د سروانتس»

مجله چوک

۷ دقیقه مطالعه

sharebookmark

رمان دن کیشوت اثر میگل د سروانتس و ماجراهای سرباز خوب شوایک اثر یارو سلاو هاشک، هر یک در دو بستر تاریخی متفاوت، اما با علاقه‌های مشترک ساخته شده‌اند بحران معنا در جهانی مست قدرت، انسان را به حاشیه رانده در این مقاله با تکیه بر روانکاوی فرویدی و یونگی، دو شخصیت اصلی این دو اثر دن کیشوت و شوایک بررسی می‌شوند؛ تا نشان داده شود چگونه هر یک در برابر پوچی جهان واکنشی متفاوت اما هم ریشه نشان می‌دهند.

دن کیشوت:

در روستایی در لامانچای اسپانیا، نجیبی میانسال به نام آلونزو کیخانو زندگی می‌کند. او عاشق خواندن داستانهای شوالیه گری است. آنقدر غرق در این کتاب‌ها می‌شود که مرز میان واقعیت و خیال را از دست می‌دهد.

روزی تصمیم می‌گیرد خود نیز شوالیه شود، با نام تازه‌ای «دن‌کیشوت دولامانچا».

در روستایی در لامانچای اسپانیا، نجیبی میانسال به نام آلونزو کیخانو زندگی می‌کند. او عاشق خواندن داستانهای شوالیه گری است.

او زرهی زنگ‌زده می‌پوشد، اسبی نحیف به نام روسینانته برمی‌گزیند، و زنی روستایی به نام آلدونزا لورنسو را در ذهن خود به بانو و معشوقی اشرافی به نام دولسینیا دل توبوسو می‌کند.

دن‌کیشوت برای دفاع از عدالت از خانه بیرون می‌زند. اما چون عقلش با خیال درآمیخته، دشمنان خیالی را می‌بینند.

در معروف‌ترین صحنه‌های کتاب، او …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۸۴ ماهنامه ادبیات داستانی چوک (آذر ۱۴۰۴) منتشر شده است.