بدون شک داشتن ثبات اخلاقی یکی از شاخصههای اصلی سلامت و تعادل روانی میباشد.
اما میان سخن تا رفتار فاصله بسیار است.
آنچه امروز در جامعه شاهدش هستیم نگرشی سطحی بر مبنای شعارهای پر طمطراق و تو خالیست. هجوم روانشناسی زرد و اصول اخلاقی من درآوردی بر مبنای تمایلات و منافع شخصی بیداد میکند.
منطق تغییر ماهیت داده و بیشتر از این که ضامن ثبات و پشتیبان اخلاقیات و اصالت معنایی باشد به ابزاری برای بیاعتبار کردن اصول اخلاقی تبدیل شدهاست.
مقولۀ فردیت به سم مهلک روابط انسانی بدل گشته و خودشیفتگی را شارژ میکند کمااینکه بر میزان تنهایی معنایی میافزاید و با فاصلهاندازی بین افراد و جامعه موجب افزایش روانپریشیها میشود.
در بررسی جامعهشناختی در پیوند با روانشناسی اجتماعی نظریاتی توسط جمعی از صاحبنظران برجسته ارائه شده که اکثر آنان ریشه این مشکل را یک مجموعه چند وجهی از معضلات فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی میدانند مثلاً:
🔸آنتونی هورویچ آموزش مهارتهای اجتماعی را لازمه ایجاد شرایط بهتر میداند. او بر ضرورت آموزش مهارتهای بین فردی و حل …