بررسی روانشناختی فیلم«دختر آرام»؛ کارگردان «کولم بایرد»<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

بررسی روانشناختی فیلم«دختر آرام»؛ کارگردان «کولم بایرد»

مجله چوک

۱۵ دقیقه مطالعه

sharebookmark

سکوت به‌عنوان استراتژی بقا

«دختر آرام» [۱] (۲۰۲۲)، فیلمی به کارگردانی کولم بایرِد و بر اساس رمان کوتاه «فاستر» نوشته «کلر کیگان»، کاوشی ظریف اما عمیق در مورد آسیب‌های دوران کودکی، غفلت عاطفی و قدرت شفابخش «شفقت» آرام است. فیلم از طریق داستان‌سرایی و فیلمبرداری خوب، بیننده را در روان شخصیت اصلی جوان خود، کیت (کاترین کلینچ) غرق می‌کند و تصویری عمیقاً روانشناختی از تاب‌آوری و آسیب‌پذیری ارائه می‌دهد.

دختر آرام نخستین فیلم ایرلندی‌زبان که نامزد جایزه اسکار در بخش بهترین فیلم بین‌المللی شد.

خلاصه فیلم :

فیلم درباره کیت (Cáit)، دختر ۹ ساله خجالتی و ساکت از خانواده‌ای فقیر و آشفته در ایرلند دهه ۱۹۸۰ است. والدینش که غیر از کیت چند فرزند دیگر دارند، توانایی مراقبت درست از او را ندارند، و برای تابستان کیت را به نزد زوجی مهربان(دخترخاله مادر) به نام‌های ایبلیین و شان می‌فرستند (ایبلین و شان پسرشان را از دست دادند)

سکوت به عنوان پاسخ به تروما

کودکان برای ایجاد حس امنیت، به بازتاب عاطفی (ی انعکاس احساسات توسط مراقبان) نیاز دارند؛ اما اگر غفلت عاطفی را تجربه کنند، معمولاً به «سکوت» به‌عنوان مکانیسمی محافظتی پناه می‌برند. برخلاف سوءاستفادۀ آشکار، غفلت با غیبت تعریف می‌شود، یک «زخم نامرئی» که ردپایش در خلاءهای ناگفته باقی می‌ماند. وقتی احساسات کودک به‌طور مکرر نادیده گرفته می‌شود (مثلاً بی‌تفاوتی والدین به اشک‌هایش)، او یاد می‌گیرد آن‌ها را سرکوب کند و این سرآغاز «آلکسی‌تیمیا» (ناتوانی در شناسایی و بیان هیجانات) است. چنین غفلتی، کودک را به سمت مکانیسم‌های بقای تطبیقی سوق می‌دهد، مانند سکوت مکانیسمی که هستۀ درام شخصیت کیت در دختر آرام را شکل می‌دهد.

غفلت عاطفی و شکل‌گیری «خلاء وجودی»: ناکامی مداوم …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۸۱ ماهنامه ادبیات داستانی چوک (شهریور ۱۴۰۴) منتشر شده است.