
فوکو وصیت کرده بود که بعد از مرگش نوشتههای چاپنشدهاش منتشر نشوند. بیش از سی سال پس از مرگ او، هنوز دهها جعبه از یادداشتهای او از دسترس محققان بیرون مانده است. بااینحال، همین میزان از پیشنویسها، یادداشتهای کنارگذاشتهشده و سخنرانیهایی که رفتهرفته منتشر میشوند فهم جدیدی از متفکر سرشناس فرانسوی ارائه دادهاند. دو کتاب جدیدی که بر اساس این متون نوشته شدهاند متفکری را نشان میدهند که از تصور پیشین ما بسیار آشفتهتر است.
نیشن — میشل فوکو هنگام مرگش در سال ۱۹۸۴ نامهای به جا گذاشت که میگفت نمیخواهد هیچیک از آثار منتشرنشدهاش پس از مرگش منتشر شود. ولی لابد خودش خوب میدانست که عطش تبیین و تشریح دقیقتر مواضعِ استاد وسوسهای است که نمیشود از آن گریخت. بدینترتیب سیلی از آثار او پس از مرگ منتشر شد. مخاطبان بیش از همه مشتاق حدود یک دو جین کتاب گردآوریشده از درسگفتارهای سالانهاش در کلژدوفرانس بودند که ترجمۀ انگلیسیشان از سال ۲۰۰۳ روانۀ بازار شد.
شکلگیریِ مسیر فکری فوکو در زمان حیاتش هم جنجالبرانگیز بود. مثلاً محققان میپرسیدند که آیا رویآوردن او در اواخر کار به اخلاق «مراقبۀ نفس» پشتپازدن به آن پیشبینی نیچهای قدیمیترش بوده که طبق آن زوال را در تقدیر مفهوم «انسان» نوشتهاند. او، بدون التزام به نفس و بشر، چگونه میتوانست درست و خطا را در اعمال انسانی تفکیک کند؟ آیا فوکو نهایتاً از نیچه تبرّی جست و اگر چنین کرد، آیا این کارش خوب بود یا بد؟
این درسگفتارها، که مثل اغلب درسگفتارهای فوکو با کتابهایی که مایۀ شهرتش شدند فاصله داشت، از جنجالها نکاست که هیچ، حتی بر آنها افزود. این درسگفتارها (در کنار مانیفستهای مختلف، پیشنویسهای منتشرنشده، مصاحبهها و …