هر وقت مشتاق دیدن فیلمی میشوم، همراه موجی که به پا شده برای بزرگ کردنش، سرخورده میشوم. دقایق آخر فیلم را تاب نمیآورم و از سالن سینما میزنم بیرون. با حال بدی که ضربانم را بالا برده است. به گمانم پیرپسر حرف تازهای ندارد جز همان کمی بیشتر عریان کردن جامعۀ بیمار که در منجلاب فقر و بیفرهنگی دست و پا میزند.
نمایش جامعۀ مردسالارانهای که زن را چون همیشه به حاشیه میراند و با نگاه ابزاری نسبت به او، زنستیزی را اشاعه میدهد و جای اینکه تأکید کند بر فرهنگسازیِ نقش بنیادین زن در جامعه، بر ضد آن میکوشد.
اگرچه منفعل بودن یک مرد در سن چهل …