کتاب «میوۀ درخت سرمستی» داستانی تاریخی اجتماعی با ساختار روایی بسیار جذاب از وقایع زندگی دو دختری است که در در دهههای ۸۰ و ۹۰ در کلمبیا زندگی میکنند، درست زمانی که کلمبیا صحنۀ نبرد دولت مرکزی با کارتلهای مواد مخدر و شبهنظامیان است و با به قدرت رسیدن پابلو اسکوبار یکی از ثروتمندترین و خطرناکترین قاچاقچیان مواد مخدر جهان این جنگ و خشونت تشدید میشود. در این دوره اسکوبار و شبهنظامیان با بمبگذاری در شهرهای بزرگ کلمبیا، مثل بوگوتا، و ترور بسیاری از شخصیتهای سیاسی کشور و آدمربایی که یکی از منابع درآمد آنهاست جَو خشن و ناامنی را در کشور ایجاد میکنند که زندگی بسیاری از مردم را تحت تأثیر قرار میدهد.
این داستان که به گفتۀ نویسنده از داستان زندگی وی و ربوده شدن او و خواهرش توسط چریکها اقتباس شده، حاوی اطلاعات زیادی از وضعیت کلمبیا در این سالهاست.
داستان از زبان چولا، دختر هفتسالهای از خانوادۀ مرفه سانتیاگو، و پترونا، دختر پانزدهسالهای نقل میشود که از حلبیآبادهای بوگوتا بهعنوان خدمتکار به خانۀ آنها میآید. پترونا که پدر و دو برادرش را …