ذوق‌های کوچک، خیرهای بزرگ<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

ذوق‌های کوچک، خیرهای بزرگ

مجله عین

۳ دقیقه مطالعه

sharebookmark
تصویر سفره در حیاط خانه

پهن کردن سفره افطار همیشه با من بود. خودم قبولش کرده بودم و با ذوق انجام می‌دادم. از همان روزهای اولی که روزه می‌گرفتم با اینکه گاهی از ضعف دیگر صدایم هم در نمی‌آمد، باز هم من سفره را پهن می‌کردم. موضوع آنجایی جالب می‌شد که در ماه‌های دیگر این‌گونه برای کمک کردن در سفره‌ها همراه نبودم و از همان اوایل ماه خنده‌های همه برقرار بود که دیگر ماه مبارک آمد و مسئول سفره‌ها معلوم است. دخترک شیطان خانه که از زیر کارها به‌ندرت در نمی‌رفت، حالا چونان شیری همه حواسش به سفره افطار بود.

هر چه …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۶ مجلهٔ عین (دی ۱۴۰۳) منتشر شده است.