
ماهم دلتنگ میشویم و چشم انتظار میمانیم. روزهای خوش سریع میگذرد و تا چشم بر هم بزنیم این ده شب هم تمام شده است. روز اول محرم بود. خدام زودتر از ساعت شروع مراسم آمده بودند تا حسینیه را برای عزاداران آماده کنند. اشتیاق از سر و رویشان بالا میرفت. هرکس گوشهای از کار را دست گرفته بود. نور، صدا و تصویر باید کنترل کیفیت میشد.
صدای مداحی میآمد: «زمان چه بینوا بود، نبود اگر محرم عزایت...» …