آن دختر زیبای کوچک را میبینی آن گوشه نشسته؟ هر شب دست مادر پدرش را میگیرد میآیند هیأت، بعد با مادر میآید مینشیند یک گوشه، از اول تا آخر مراسم خودش را با بازیهای گوشی سرگرم میکند.
آن دختر فعال و پیگیر را میبینی؟ هر شب تا پایش میرسد به هیأت، بالِ چادر مادرش را رها میکند و میرود سمت خادمهای آن اطراف. رو میاندازد، خواهش میکند؛ میگوید هر کاری هست بگوئید من انجام بدهم. یک شب گیرِ سه …