
گرههای دلی
هیأت یک پایگاه آموزشی است. نقطهای است که فرد میآید، آماده میشود، آموزش میبیند و معرفت به مأموریت پیدا میکند و تا [انجام] مأموریت میرود؛ هیأت جایی است که آدمها در یک نقطه بههم گره میخورند و دل آنها بههم وصل میشود و در یک فضا قرار میگیرند. فرکانسهای آنها فرکانس «وَالَّذینَ جاهَدوا» میشود و همفهم و همدرک میشوند. درِ هیأت هم به روی همه باز است. دستگاه امام حسین(ع)، مصباح الهدی و سفینة النجاة است. زهیر میآید. حر میآید. حبیب میآید.
علیاکبر میآید. همه هستند. بنابراین هیأت حبل المتین و ریسمان الهی است و آن نخ تسبیحی است که وقتی همه دانههایش باهم جمع میشوند و قیام لله میکنند، در آنها میچرخد؛ آن وقت میشود با این دانهها ذکر گفت. وقتی هیأت میتواند آن تأثیر واقعی خودش را بگذارد که این دلها با هم جمع بشود.
ما میآییم هیأت تا برگه مأموریت بگیریم. وقتی برگ مأموریت گرفتیم، همه باهم سوار این اتوبوس میشویم و جبهه میرویم. وقتی پادگان میرفتیم، اول میگفتند لباسهای خودتان را [عوض کنید]. همه یکدست میشدیم و تیپ خاکی میزدیم. «إِنِّی أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْكَ …