خیلی دور، خیلی نزدیک<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

خیلی دور، خیلی نزدیک

مجله عین

۳ دقیقه مطالعه

sharebookmark
خیلی دور، خیلی نزدیک

«آشنا جان» می‌آید؛ نازدار و خرامان، نه با سلام ‌و صلوات که با «یا علی و یا عظیم» می‌‌آید و ما مثل عاشقانی هجران‌کشیده سراسیمه در نیمه‌شب پایانی شعبان به استقبالش می‌رویم و در آغوشش می‌کشیم؛ تمامش را. بازش می‌گوییم: «عزیز جان کجا بودی؟ همیشه بمان» و او باز لبخند معنادارش را تحویلمان می‌دهد که: «چندبار تکرار می‌کنید؟». هرسالش می‌گوییم و او باز کار خودش را می‌کند؛ می‌آید و گذر می‌کند، اهل ماندن نیست.

کنار آمدن با «خواست خدا» در زندگی برای همه راحت نیست، برای بعضی همیشه سخت‌تر و برای خیلی‌ها گاهی اوقات …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ سوم، مجله مطالعات آیینی عین، (بهار۱۴۰۳) منتشر شده است.