گستره مفهوم ادراک<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

گستره مفهوم ادراک

مجله چوک

۱۱ دقیقه مطالعه

sharebookmark

تا زمانی که هر انسانی رابطۀ خود را با هستی درک نکرده باشد، دستخوشِ هرج و مرج، بی‌چارگی و ترس خواهد بود. درکِ خود به زمان بستگی ندارد. انسان می‌تواند خود را در همین لحظه درک کند؛ اگر بگوید: فردا، خود را درک خواهم کرد؛ موجب آشفتگی و بی‌چارگی خواهد شد. همان لحظه که بگوید "خواهم فهمید"، عنصرِ زمان را به میان کشیده است و زمان همراه خودآشفتگی و پریشانی به همراه خواهد آورد ادراک در لحظۀ "حال" رُخ می‌دهد؛ فردا برای ذهنی‌ست که علاقه‌ای به تحول در آن وجود ندارد؛ ادراک "آنی" صورت می‌گیرد؛ تحوّل فوری‌ست. آگاهیِ حضور بی‌انتهاست. در این مسیر، انجام و پایانی نیست؛ رودی است بی‌انتها. با مطالعۀ آن و تعمّق در آن، انسان به آرامش می‌رسد. تنها زمانی که ذهن آرام است؛ تنها در آن زمان در آن آرامش، در آن سکوت است که "حقیقت" می‌تواند پا به عرصۀ وجود گذارد فقط در آن موقع است که سعادتِ جاودانی و فعالیّتِ خلاق می‌تواند وجود داشته باشد، بدون این ادراک، بدون این تجربه، صرفاً خواندن در مورد آن معنای چندانی ندارد؛ در حالی که اگر شخص قادر به درکِ خود باشد و به آن وسیله موجب خلاقیت و دست زدن به تجربه‌ای شود که از ذهن مایه نمی‌گیرد؛ شاید در آن صورت تحولی به وجود آید.

آنچه مسلم است این است که برای وضوحِ کامل در ادراک، ذهن باید کاملاً از همۀ آنچه در شکلِ قضاوت، حَدس و گمان، پیش داوری و یا اطلاعاتِ زائد در ذهن است آزاد و رَها باشد؛ زیرا که ادراک، آگاهی و دریافت تنها زمانی ممکن است که هیچ تصویری در شکلِ سمبل‌ها، ایده‌ها، کلمات و فُرم و قالب‌ها در ذهن وجود نداشته باشد؛ در آن صورت ادراک و دریافت یعنی روشنایی؛ ادراک عینِ روشنایی است؛ یعنی این‌گونه نیست که من روشنایی را می‌بینم؛ فقط روشنایی هست. ادارک، عمل است و یک …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۴like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۸۰ ماهنامه ادبیات داستانی چوک (مرداد ۱۴۰۴) منتشر شده است.