کبوترانه پر بزن
«چرا تو ای شکستهدل! خدا خدا نمیکنی؟
خدای چارهساز را، چرا صدا نمیکنی؟»
برای درد بیدوا، چرا دعا نمیکنی؟
بیا چو مرغ شب بخوان، ترانه خدا خدا
***
شبی بیا و تا سحر به هر ستاره سر بزن
از این قفس به آسمان، کبوترانه پر بزن
به خاک عجز و بندگی، گلاب چشمِ تر بزن
شتاب کن که میخرد، سِرشکِ[۱] توبه را خدا
***
خدا به اشک نیمهشب، ثواب میدهد بیا
خدا به ناله سحر، جواب میدهد بیا
خدا براتِ دوری از عذاب میدهد بیا
بیا و آشتی کن ای دل رمیده با خدا
***
چرا به خیل عاشقان، تو اقتدا نمیکنی؟
چرا به یاد نینوا، چو نی، نوا نمیکنی
چرا به پای دل سفر به کربلا نمیکنی
حسین اگر رضا شود، شود ز ما رضا خدا
اگر که جام دیدهات، ز گریه لب به لب شود
اگر به رسم عاشقی، دلت خداطلب شود
سفینة النجات ما، حسین تشنهلب شود
خداست با حسین ما، حسین ماست با خدا
شاعر: محمدجواد غفورزاده (شفق)