
خانم لوحموسوی در عرصهی نوجوان و جوان فعال هستند و کتابی با عنوان «ملکا ذکر تو گویم» تألیف کردهاند که برداشتی آزاد از ۱۸ دعا و زیارت مشهور کتاب شریف «مفاتیحالجنان» است. این کتاب با زبانی ساده و صمیمی نوشته شده و توسط انتشارات خیمه به چاپ رسیده است. در گفتوگوی حاضر، روایت تألیف این کتاب و ماجراهایی که حول آن شکلگرفته است را میشنویم.
در جستجوی تکیهگاه
آغاز شکلگیری کتاب ملکا به ده سال پیش برمیگردد، وقتی در کلینیک خانواده به صورت تخصصی روی نوجوانان کار میکردم و این آشفتگی ذهنی نوجوانها و احساس خلأ و پوچگرایی یا هیچانگاری را در آنها دیدم. همان زمان این پروژه در ذهن من شکل گرفت که یک اتصال مستحکم و مطمئنی با یکی از ریسمانهای مطمئن داشته باشم. منظورم از ریسمانهای مطمئن، شعائر نیست، منظور من ثقلین و اهل بیت و قرآن و یا روایتها و دعاهای اهل بیت است. من دنبال تکیهگاه و دست مطمئنی بودم که دست نوجوانها را در دست آن بگذارم.
شروع کردم به برگزاری کارگاهها و کارگروههای کوچکی که حدوداً ۵۰ و ۶۰ نفر از نوجوانها در آن شرکت میکردند تا شروع کنیم درمورد همین مباحث صحبت و برنامهریزی کنیم که چرا ما داریم از درون تهی میشویم و چه چیزی را از دست دادیم که داریم از درون خالی میشویم و جای این خالیشدن را دارد اضطراب و استرس و پوچگرایی پر میکند. مجموعاً با خود جوانها به این نتیجه رسیدیم که ما از اساس دینمان دور شدیم و اساس دین ما رابطهداشتن با خداوند و اهل بیت است. پس ما یک نقطه و خلأ خیلی جدی را پیدا کردیم که آن خلأ رابطه بود.
ما برای شناختن این رابطه، اول شروع کردیم تستهایی را زدیم. اینکه اصلاً رابطه یعنی چه و با چه کسانی رابطه داری. برای این رابطه چه کارهایی را انجام میدهی. …